السيد الطباطبائي

7

نهاية الحكمة ( تعليق الفياضي )

پيشگفتار خداى را سپاس كه هدايتش راه سعادت را به انسانها نمود ورحمتش درهاى رستگارى را به روى مستعدّان گشود وشبستان جان آدمي را به چلچراغ انديشه برافروخت ودرود بىحدّ وثناى بيكران وصلوات فراوان بر جميع رسولان بويژه بر خاتم أنبياء حضرت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه واله كه چراغ‌افروز معرفت ، ومعلّم اخلاق وفضيلت وسالار كاروان انسانيّت است . وهمچنين تحيّت بىكرانه ودرود عاشقانه بر خاندان پاك أو باد كه گنجينهء اسرار حقّ وقرين قرآنند وسلام بىپايان بر صاحبمان مهدى موعود كه خاتم أولياء وأوصياء ، وبقية اللّه وتتمّة النبوّه است . تاريخ ، بزرگان بسيارى كه در هريك از شاخه‌هاى درخت تناور معارف اسلامى به عظمت وشكوه رسيده‌اند به ياد دارد كه در آن ميان چهرهء مفسّر بزرگ وفيلسوف عارف وفقيه متالّه علامه طباطبايى درخشش خاصّى دارد . در بين آثار متعدّد علامه طباطبائى قدّس سرّه به حقّ مىتوان دو كتاب نفيس وقيّم بداية الحكمة ونهاية الحكمة را بسان دو گوهر درخشان وپر تلألؤ بر حلقهء حكمت صدرايى دانست . به راستى اين دو كتاب توانستند زلال حكمت متعاليه را در ساغر پيراستهء خود بريزند واز خس وخاشاك أوهام پاك ومنزّه بدارند تا به كأم تشنه‌كامان رسانيده ، صفحهء زرّين حقيقت را در جان آنان ورق بزند .